خرید بک لینک

ياهو



بنیادهاي اساطيري و حماسي داستان ديوان مازندران در شاهنامه


دكتر آرش اكبري مفاخر



پژوهشنامه ادب حماسی


1391

چکیده

اين مقاله به شناسايي بنيادهاي اساطيري و حماسي داستان ديوان مازندران در شاهنامه با توجه به پيشينة آنها در متون اوستايي، پهلوي، سغدي و ... ميxadپردازد. نخستين سرچشمهxadهاي اساطيري و حماسي ديوان مازندران در متون اوستايي و پهلوي است. در اين متون ديوان مازندران در دو ساختار مينوي و انسانxadگونه ظاهر شده و در برابر اهورامزدا، ايزدان و انسانxadها قرارميxadگيرند. اما داستان مستقلي در كتاب نهم دينكرد آمده كه چارچوب حماسي داستان ديوان مازندران را به وجود آوردهxadاست. در اين داستان ديوان مازندران انسانxadهايي غولxadپيكرند كه در برابر فريدون قرارميxadگيرند و اين روايت به گزارش نخست كوشxadنامه منتقل ميxadشود. انسانxadهاي غولxadپيكر در گزارش دينكرد و كوشxadنامه با گذر از داستانxadهاي نريمان و ديوان مغرب، سام و نرهxadديوان مازندران و رستمxadنامة سغدي داراي گوهر اهريمني شده و به ديواني از تبار اهريمن با نيروهاي جادويي و كردارهاي فرابشري دگرگون ميxadشوند. در پايان داستان ديوان مازندران پس از اسطورهxadزدايي به گزارش دوم كوشxadنامه انتقال ميxadيابد.

كليدواژه

ديو، مازندران، ديو سپيد، رستم، كاوس.

ديوان مازندران (مَزَنی، مازنی، مازندر)1را در متون اوستايی و به پيرو آن در متون پهلوی میxadتوان به دو دستة ديوان مينوی و انسانxadگونه تقسيم کرد:

1) ديوان مينوی

در يسنا (27. 1) از ديوان مازندر همراه اهريمن و ديو خشم نام برده xadشده که از اهورامزدا شکست میxadخورند. سروش بزرگxadترين دشمن ديوان مازندر است. او روز و شب با آنها مبارزه میxadکند و ديوان از ترس او به تاريکی روی میxadنهند (يسنا: 57. 17، 32؛ يشت: 11. 12- 13). در اين نمونهxadها ديوان مازندر در کنار اهريمن و ديو خشم جای میxadگيرند. آنها موجوداتی مينوی و از ياوران اهريمن به xadشمار میxadروند و سرنوشتی همانند او دارند.

در ونديداد برای مبارزه با ديوان مازندر که در کنار اهريمن، خشم و دروج از آنها ياد شده، از خواندن گاهان و نيايشxadهای دينی استفادهxadxadمیxadشود (9. 13؛ 10. 16). پرندة اشوزوشت (ašô-zušta) نيز با ناخنxadهای چيدة نيايشxadشده، ديوان مازندر را از سر راه برمیxadدارد (17. 9- 10).

در بندهشن (5.2) آشکارا از ديوان مازندر با عنوان روانxadهای ديوی (dēwīg waxš) نام بردهxad شده که همسان با ديگر اهريمنان مينوی مانند ديوان، دروجان و جادوان در برابر روانxadهای ايزدی (yazadīg waxš) قرارxadمیxadگيرند. در آغاز آفرينش اين ديوان مينوی با غرش سهمگين خود اهريمن را در تاختن به گيتی و نبرد با کيومرث ياری میxadکنند (4.32). سروش هرشب سه بار به مردم سرمیxadزند تا آنان را از آسيب ديوان مازندران نگاه دارد. اين ديوان پس از ناکامی و شکستxadخوردن از سروش به تاريکی میxadگريزند (26.52).

2) ديوان انسانxadگونه

در گذر از يسنا به يشتxadها ساختار ديوان از حالت مينو به گيتی میxadرسد. در اين ساختار، ديوان به جای قرارگرفتن در برابر ايزدان و ابزارهای مينوی همانند نيايش و... در برابر انسانxadها قرارمیxadگيرند. ساختار حماسی نبرد در يشتxadها مقدماتی فراهم ساخته تا ديوان مازندر نيز از حالت مينو به گيتی برسند، هستی بيابند و به عنوان انسانxadهای غولxadپيکر با ويژگیxadهايی متفاوت از انسانxadها و به نام ديو شناختهxadxadشوند. به عنوان نمونه هوشنگ با نيايشxadها و پيشکشxadهای خود از سه ايزد آناهيتا، اندروای و اَرت میxadخواهد که او را در از ميان برداشتن دوxadسوم ديوان مازندر ياری رسانند و اين ايزدان او را کامياب میxadکنند (يشت: 5. 22؛ 15. 8؛ 17. 25). هوشنگ به ياری فرّه، دوxadسوم از ديوان مازندر را میxadکشد و فروهر او به دليل پايداری در برابر ديوان برای مزديسنان درخور ستايش میxadگردد (يشت: 19. 26؛ 13. 137).

اين تفکر حماسی که ديوان مينوی را به ديوانی انسانxadگونه دگرگون میxadکند، در متون پهلوی نيز گسترش میxadيابد. در تبارشناسی انسانxadها در بندهشن ايرانيان فرزندان هوشنگ، مازندرانیxadها فـرزنـدان بـرادر هـوشنـگ و تازيان فرزندان برادر ديگر او، تاز، بهxadشمار میxadروند (Bundahišn: 14.34).

در مينوی خرد (26. 20، 40) نيز به نبرد هوشنگ با ديوان مازندر اشاره xadشدهxadاست. همچنين داستان مستقلی دربارة نبرد فريدون با مازندرانیxadها در کتاب نهم دينکرد آمده که به عنوان سرچشمة بنيادی داستان ديوان مازندران در شاهنامه مورد بررسی قرار xadمیxadگيرد2:

گزارش دينکــرد

در متون پهلوی اندک اشارهxadهايی به ديوان مازندران شده که ادامة همان تفکرِ موجود در متـون اوستايی است؛ يعنـی آنها موجوداتی مينوی هستند که سروش آنها را میxadزند و نابود میxadکند يا موجوداتی انسانxadگونهxadاند که دوسوم آنها توسط پادشاهانی همچون هوشنگ، تهمورث و جمشيد از بين میxadروند.

در کتاب نهم دينکرد، بخش بيستxad و يكم (Madan, 1911: 812.19-815.2؛ تفضلی، 1344: 81- 87؛ مزداپور، 1376: 636- 645)3، داستان مستقلی دربارة مازندرانیxadها و فريدون وجود دارد که میxadتوان آن را بنياد حماسی داستان ديوان مازندران در شاهنامه به شمار آورد. بنابر اين داستان پس از آنکه فـريدون پادشاهی ايران را از ضحاک میxadستاند و او را در دماوندکوه به بند میxadکشد، مازندرانیxadها از نبود ضحاک بهره برده و به کشور خونيرس(= ايران) میxadتازند. آنها در خونيرس اقامت گزيده و با حملهxadهای پياپی فريدون را از آنجا بيرون میxadرانند. مازندرانيxadها موجوداتی شگفتxadانگيز با پيکری بزرگ هستند که دريای فراخکرت تا ميان ران يا ناف و در گودترين جايxadها تا دهانشان میxadرسد (Dēnkard: 9.21.18).

.........................

....................

........................

دريافت

شخصيت ديوان مازندران در متون اوستايی شکل گرفته و در متون پهلوی گسترش میxadيابد. در اين متون ديوان مازندران در دو دستة ديوان مينوی و انسانxadگونه جای ميxadگيرند. دستة نخست همراه با اهريمن و روانxadهای اهريمنی شناختهxadمیxadشوند و دستة دوم موجوداتی هستیxadپيکر با ويژگیxadهای انسانی هستند که در روی زمين و در برابرانسانxadهاقرارمیxadگيرند.

داستان مستقل نبرد فريدون با مردم غولxadپيکر در دينکرد سرچشمة بنيادی داستان ديوان مازندران در شاهنامه است. فريدون اين مردمان غولxadپيکر را با نيروهای جادويی از بين میxadبرد. اين روايت با جايگزينی پهلوان به جای شاه به گزارش نخست کوشxadنامه میxadرسد و با شخصيتxadهای انسانیِ تنومند، سياهxadپيکر و زشتxadروی ادامه xadمیxadيابد. از سوی ديگر اين داستان در گذر از واسطهxadهای اسطورهxadای همانند نبرد نريمان و سام با ديوان مازندران در بهمنxadنامه و شاهنامه و همچنين نبرد رستم با ديوان در رستمxadنامة سغدی در ساختاری حماسی ـ اسطورهxadای به شاهنامه راهxad میxadيابد.

ديوان مازندران شاهنامه با داشتن جوهر اهريمنی و اساطيری، مينو و گيتی ديوی، هستی ثابت و پيکر شناختهxadشده، نام، شناسه و ويژگیxadهای فردی، شخصيت مستقل میxadپذيرند. ديو سپيد نمايندة برجستة اين ديوان با ويژگیxadها، الگوهای کرداری و پيکر اهريمنی در انديشهxadهای زردشتی، زروانی و مانوی آشکار میxadگردد. او ديوی سياهxadرنگ با سرِ شير است که کردارهای اهريمن يعني تاختن با نيروهای تاريکی و دزديدن و بلعيدن نور را انجام میxadدهد و در پايان گيتیِ او به دست رستم نابود میxadشود، اما روان او زنده میxadماند.

با مرگ ديو سپيد، گزارش شاهنامه به الگوی داستانیxad دينکرد و گزارش نخست کوشxadنامه بازمیxadگردد و با مرگ شاه مازندران و انتخاب جانشينی برای او پايان میxadپذيرد. داستان ديوان مازندران شاهنامه در گزارش دوم کوشxadنامه اسطورهxadزدايی شده و با شخصيتxadهای انسانی گزارش میxadشود.



برچسب: بنیادهای فلسفی و اساطیری شهر ایرانی, نویسنده: ساحل نعمتی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 18:19

صفحه بندی